۱۱ مهر ۱۳۸۶
دو نمونه جان بخشي به اشياء حرفه اي:
اول- تسليت تسليت ** اس اس بي شخصيت.
دوم- مايع ظرفشويي تاژ در هنگام استفاده مهربان و معطر...
اول- تسليت تسليت ** اس اس بي شخصيت.
دوم- مايع ظرفشويي تاژ در هنگام استفاده مهربان و معطر...
پ.ن) در مورد اول اگر به جاي اس اس تيم هاي ديگر را نيز جايگزين كنيد جواب مي گيريد .
مثال: تسليت تسليت ** مقاومت شهيد سپاسي شيراز بي شخصيت.
و در مورد دوم نيزبه جاي " تاژ" مي توانيد موارد ديگري درهمين راستا را جايگزين كنيد.
مثال: مايع ظرفشويي ايرانسل در هنگا م استفاده مهربان و معطر...
مثال: تسليت تسليت ** مقاومت شهيد سپاسي شيراز بي شخصيت.
و در مورد دوم نيزبه جاي " تاژ" مي توانيد موارد ديگري درهمين راستا را جايگزين كنيد.
مثال: مايع ظرفشويي ايرانسل در هنگا م استفاده مهربان و معطر...
حكايت
جواب دندان شكن
عارفي در معبدي كوچك سر در جيب مراقبت فرو برده بود و دعا مي خواند. در اين هنگام جوانك گستاخي كه از آن مكان عبور مي كرد عارف را در حال عبادت ديد و بدو گفت: اي مرد در اين مكان چه مي كني؟ عارف از اين كلام جوانك نيك از جاي بشد( عصباني شد) وفرياد بر آورد: زبان درازي مي كني ابله؟ جوانك خيره سر و گستاخ گفت: قصد مان جسارت به ساحت عارف نبود. چيز هايي در باره ي خداي شما شنيده بودم. با خود گفتم بروم و جستجوي حقيقت كنم، چه بسا من نيز پذيراي گفته هاي شما باشم. عارف گفت: دور شو جوانك گستاخ. كفر حق مي گويي و در حالي كه حقيقت همچون روز روشن است حرف از جستجوي حقيقت مي زني؟ دور شو تا سنگي به سمتت رها نكردم. و با همكاري چند عارف ديگر شروع به پرتاب سنگ به سمت جوانك گستاخ و عوضي نمودند و او را از آن مكان فراري دادند. ماجراي "جواب دندان شكن" عارف تا سال ها زبان زد خاص و عام بود و سرمشق راه ديگرعرفا قرار گرفت.
عارفي در معبدي كوچك سر در جيب مراقبت فرو برده بود و دعا مي خواند. در اين هنگام جوانك گستاخي كه از آن مكان عبور مي كرد عارف را در حال عبادت ديد و بدو گفت: اي مرد در اين مكان چه مي كني؟ عارف از اين كلام جوانك نيك از جاي بشد( عصباني شد) وفرياد بر آورد: زبان درازي مي كني ابله؟ جوانك خيره سر و گستاخ گفت: قصد مان جسارت به ساحت عارف نبود. چيز هايي در باره ي خداي شما شنيده بودم. با خود گفتم بروم و جستجوي حقيقت كنم، چه بسا من نيز پذيراي گفته هاي شما باشم. عارف گفت: دور شو جوانك گستاخ. كفر حق مي گويي و در حالي كه حقيقت همچون روز روشن است حرف از جستجوي حقيقت مي زني؟ دور شو تا سنگي به سمتت رها نكردم. و با همكاري چند عارف ديگر شروع به پرتاب سنگ به سمت جوانك گستاخ و عوضي نمودند و او را از آن مكان فراري دادند. ماجراي "جواب دندان شكن" عارف تا سال ها زبان زد خاص و عام بود و سرمشق راه ديگرعرفا قرار گرفت.
۱۰ مهر ۱۳۸۶
به پدر بزرگ گفتم: پدر بزرگ مي دونيد چرا من هميشه سوال هام رو از شما مي پرسم؟ پدر بزرگ: نه پسرم چرا؟ گفتم: آخه شما هميشه جلو چشم آدمين. مگه خودتون خونه زندگي نداريد پدر بزرگ ؟ نمي دونم چرا، ولي پدر بزرگ از اين حرف من خيلي ناراحت شد و تا يك هفته با من حرف نزد. بعد از يك هفته از پدر بزرگ پرسيدم: پدر بزرگ هنوزم از دستم ناراحتين؟ پدر بزرگ: نه پسرم. گفتم: من كه باور نمي كنم بايد قسم بخوريد. زود باشيد ديگه. پدر بزرگ: به ارواح خاك پدرت. گفتم : چي؟ به ارواح خاك پدرم؟ مگه پدر مرده؟ شما كه گفته بودين... شما كه گفته بودين اون به يك سفر خيلي خيلي دور رفته. رفته پيش خود خود ستاره ها. نه من باور نمي كنم... هيچ وقت چهره ي متين پدر بزرگ را فراموش نمي كنم وقتي به من گفت: پسرم مرگ حقه. اين جمله ي پر مغز پدر بزرگ آن چنان تاثيري در من گذاشت كه خبر ناگهاني مرگ پدرم را كاملاً فراموش كردم و آب تو دلم تكون نخورد.
آموزش اينترنتي زبان
درس هفته ي اول
فعل در زبان انگليسي به سه دسته تقسيم مي شود.
دسته ي اول: گذشته
دسته ي دوم: حال
دسته ي سوم: آينده
هفته ي آينده به بيان تعاريف هر يك از دسته هاي فوق خواهيم پرداخت.
فعل در زبان انگليسي به سه دسته تقسيم مي شود.
دسته ي اول: گذشته
دسته ي دوم: حال
دسته ي سوم: آينده
هفته ي آينده به بيان تعاريف هر يك از دسته هاي فوق خواهيم پرداخت.
۷ مهر ۱۳۸۶
مصاحبه
بفرماييد نظرتون در مورد روز درختكاري چيه؟
در روز درختكاري ما وظيفه داريم به عنوان يك ايراني مسلمان...
در روز درختكاري ما وظيفه داريم به عنوان يك ايراني مسلمان...
( بقيه اش مهم نيست)
هنر نزد ايرانيان است و بس
خواهر و برادر كوچك، زهرا مير باقري و ميثم مير باقري قادر هستند چندين آيه ي قرآني را به چند زبان زنده ي جهان بخوانند.
۳۱ شهریور ۱۳۸۶
اين حس كنجكاوي من بعضي مو قع ها حال خودم روهم ديگه به هم مي زد. باز به پدر بزرگ گفتم: پدر بزرگ، چرا هر دفعه با مادر راجع به پدر صحبت مي كنم سكوت مي كنه و هيچي نمي گه، يا اگر هم حرفي بزنه مي گه پدرت به يك سفر خيلي خيلي دور رفته و حالا حالا ها بر نمي گرده؟ پدر بزرگ من خيلي نگرانم نكنه براي پدر اتفاقي اُفتاده باشه؟ پدر بزرگ: آره پسرم، پدرت مرده.
A descriptive essay
صف صبحگاهي
يكي از بچه ها با صداي خراش دار صبح و لحن بد: خداوندا ميهن ما را از گزند دشمنان محفوظ و مصون بدار. همه ي بچه ها با صداي خراش دار صبح و لحن بد: آمين. يكي از بچه ها با صداي خراش دار صبح و لحن بد: خداوندا مارا ياري كن تا با فكري بلند و اراده ايي قوي ... (همزمان) ناظم با صداي بلند طوري كه همه بشنوند و حواسشون كاملاً از دعاي صبحگاهي پرت بشه: دو تا تون بياين اينجا، دو تا تون بياين. خودش مي دونه با كي هستم. مگه نگفتم با بغل دستيت حرف نزن حواس بقيه رو پرت مي كني... ( و با پس گردني هاي متعدد هر دو روجلوي ديد بچه ها به دفتر هدايت مي كنه). (همزمان) يكي از معلم ها در حال خوردن چاي داغ با كمي شكر و مربا، از بين پرده ي دفتر به بچه هايي كه اغلبشون گرسنه هستند نگاه مي كنه و نيشخند مي زنه. (همزمان) باباي مدرسه در حالي كه به طور غير عمد به بچه ها تنه مي زنه، كارتون آب ميوه هايي كه تازه آورده را به صورت اُريب از وسط صف بچه ها رد مي كنه و به محل فروش مي رسونه. (همزمان) پسر سه ساله ي بچه ي همسايه، نارنج نسبتاً بزرگي را با تمام قدرت به هوا پرتاب مي كنه كه از بين دويست نفري كه در صف ايستاده اند، تو گردن يكي شون مياد پايين. (همزمان)...
يكي از بچه ها با صداي خراش دار صبح و لحن بد: خداوندا ميهن ما را از گزند دشمنان محفوظ و مصون بدار. همه ي بچه ها با صداي خراش دار صبح و لحن بد: آمين. يكي از بچه ها با صداي خراش دار صبح و لحن بد: خداوندا مارا ياري كن تا با فكري بلند و اراده ايي قوي ... (همزمان) ناظم با صداي بلند طوري كه همه بشنوند و حواسشون كاملاً از دعاي صبحگاهي پرت بشه: دو تا تون بياين اينجا، دو تا تون بياين. خودش مي دونه با كي هستم. مگه نگفتم با بغل دستيت حرف نزن حواس بقيه رو پرت مي كني... ( و با پس گردني هاي متعدد هر دو روجلوي ديد بچه ها به دفتر هدايت مي كنه). (همزمان) يكي از معلم ها در حال خوردن چاي داغ با كمي شكر و مربا، از بين پرده ي دفتر به بچه هايي كه اغلبشون گرسنه هستند نگاه مي كنه و نيشخند مي زنه. (همزمان) باباي مدرسه در حالي كه به طور غير عمد به بچه ها تنه مي زنه، كارتون آب ميوه هايي كه تازه آورده را به صورت اُريب از وسط صف بچه ها رد مي كنه و به محل فروش مي رسونه. (همزمان) پسر سه ساله ي بچه ي همسايه، نارنج نسبتاً بزرگي را با تمام قدرت به هوا پرتاب مي كنه كه از بين دويست نفري كه در صف ايستاده اند، تو گردن يكي شون مياد پايين. (همزمان)...
۳۰ شهریور ۱۳۸۶
مستند
عناوين دروس زبان ارا ئه شده در دانشگاه هاي ايران:
زبان ١ - زبان پايه- زبان مقدماتي – زبان پيش نياز...
زبان ١ - زبان پايه- زبان مقدماتي – زبان پيش نياز...
۲۹ شهریور ۱۳۸۶
۲۷ شهریور ۱۳۸۶
بچه که بودم خیلی کنجکاو بودم. یه بار دیگه از پدربزرگ پرسیدم: پدربزرگ، همه ی آدم ها موقع به دنیا اومدن پاک و معصومند؟
پدربزرگ : آره پسرم. مثل پدرت که معصومیتش اونقدر زیاد بود که تا آخر عمرش هم از وجودش بیرون نرفت.
پرسیدم : پدر الان کجا هست؟
پدربزرگ نگاهی به آسمان کرد و گفت : پدرت به یه سفر خیلی خیلی دور رفته، پیش خود خود ستاره ها.
گفتم : پدر دیگه هیچ وقت پیشمون برنمیگرده؟
گفت : چرا پسرم، بد به دلت راه نده. پدرت هفته دیگه این موقع ها به زمین می رسه.
گوشه ای از خاطرات " پسر یک فضانورد "
۲۵ شهریور ۱۳۸۶
۲۴ شهریور ۱۳۸۶
۲۳ شهریور ۱۳۸۶
۲۲ شهریور ۱۳۸۶
شعرای معاصر
گل گفتی آی گل گفتی**مثل یه بلبل گفتی
جواب عالی دادی**غنچه بودی شکفتی
برگرفته از رباعیات عمو قناد
جواب عالی دادی**غنچه بودی شکفتی
برگرفته از رباعیات عمو قناد
کمک
دختری هستم 19 ساله.حدود 6 ماه پیش پسری از اقوام به خواستگاری من آمد و پس از مدتی رفت وآمد با او وخانواده اش،جدولی به من داد که 3 عمودیش هر کاری میکنم در نمی آید.لطفا مرا راهنمایی کنید.
کوچولوها توجه
قابل توجه کوچولوهای عزیز که تازه وارد دبستان میشوند.هنگام استفاده از مدرسه به توصیه های زیر دقت کنید:
١ سکوت را رعایت کرده و از توقف بی جا در راهروها خودداری نمایید
٢ ا ستعمال دخانیات در محیط مدرسه ممنوع می باشد
٣ هنگام وقوع زلزله خود را به اولین پایگاه پلیس نشان دهید
٤ حتی المقدور از خوردن ساندویچ های کثیف بابای مدرسه خودداری کنید
۵ از خواندن شعر های تفرقه آمیزی نظیر :پسرا شیرن مثل شمشیرن**دخترا بادکنکن دست بزنی میترکن خودداری نمایید
١ سکوت را رعایت کرده و از توقف بی جا در راهروها خودداری نمایید
٢ ا ستعمال دخانیات در محیط مدرسه ممنوع می باشد
٣ هنگام وقوع زلزله خود را به اولین پایگاه پلیس نشان دهید
٤ حتی المقدور از خوردن ساندویچ های کثیف بابای مدرسه خودداری کنید
۵ از خواندن شعر های تفرقه آمیزی نظیر :پسرا شیرن مثل شمشیرن**دخترا بادکنکن دست بزنی میترکن خودداری نمایید
در صورت مشاهده چنین رفتارهایی از همکلاسی های خود مراتب را سریعا به دفتر مدرسه گزارش دهید.
مدیریت زمان
-7 تا 11 تماشای تلویزیون
-11 تا 1 استراحت
-1 تا 4 خوردن سبزیجات
-4 تا 10 شرکت در جشن نیکوکاری
-10 تا 7 متفرقه
(این برنامه را هر یک از شما میتوانید با اندکی تغییر با توجه به زندگی روزمره خود به کار بندید.حتی شاید لازم شد کل برنامه را عوض کنید.سلیقه ایه)
-11 تا 1 استراحت
-1 تا 4 خوردن سبزیجات
-4 تا 10 شرکت در جشن نیکوکاری
-10 تا 7 متفرقه
(این برنامه را هر یک از شما میتوانید با اندکی تغییر با توجه به زندگی روزمره خود به کار بندید.حتی شاید لازم شد کل برنامه را عوض کنید.سلیقه ایه)
نقش زنان در جبهه
زنان نیز مانند مردان در پشت جبهه های جنگ در پختن غذا ،پرستاری از مجروحین ،خواندن دعا وشرکت در مراسم سوگواری مردانشان نقش محوری ایفا می کردند.
how to be a good fireman
قابل توجه کارکنان عزیز آتش نشانی
١.در مصرف آب صرفه جویی کنید
٢.دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
٣.عجله کار شیطونه
با افرادی که موارد فوق را رعایت ننمایند به شدت برخورد خواهد شد.
١.در مصرف آب صرفه جویی کنید
٢.دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
٣.عجله کار شیطونه
با افرادی که موارد فوق را رعایت ننمایند به شدت برخورد خواهد شد.
عصر نوشت ١
به عنوان اولین پست می خواستم شعری رو که از بچگی خیلی دوستش داشتم و همیشه بهش گوش می دادم رو بهتون تقدیم کنم.
شبها اکثراً* به میخونه می رم من
.سراغ می وپیمونه میرم من....وای به حالش رسواش میکنم من
البته نمی دونم خواننده این كار کیه ولی امیدوارم هر جا که هست موفق باشه.
*اغلب اوقات
شبها اکثراً* به میخونه می رم من
.سراغ می وپیمونه میرم من....وای به حالش رسواش میکنم من
البته نمی دونم خواننده این كار کیه ولی امیدوارم هر جا که هست موفق باشه.
*اغلب اوقات
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)
